تبليغاتX
وبلاگ هواداران نساجی مازندران قائمشهر - حسن خوردستان:دیگر هیچ وقت به نساجی بر نمی گردم.
وبلاگ هواداران تیفوسی نساجی

حسن خوردستان:دیگر هیچ وقت به نساجی بر نمی گردم.

بازی من و فرید هر دو سمتش باخت بود!

مهرداد فاضلی_خبرنگار نسیم سبز:پس از استعفای حسن خوردستان از سمت سرمربی گری خود در نساجی به سراغ او رفتیم تا از دلایل استعفا و از ناگفته های او در این مدت ،سوالهایی را بپرسیم.که با هم می خوانیم.

آقای خوردستان چی شد که استعفا دادید یا به این نتیجه رسیدید که باید استعفا دهید؟

البته باید که نبود.من روز اولی که با خود شما مصاحبه کرده بودم شاید شما و طرفداران نساجی در ذهن خود می خندیدید که من گفته بودم اگر تا هفته پنجم نتوانم تیم نساجی را جمع و جور کنم خودم از این تیم می روم.خلاصه هر مربی ای اگر نتواند تیم خود را تا 5 و 6 بازی جمع و جور کند و نتواند در تیم خود تحولاتی ایجاد کند محکوم به رفتن است و باید برود.خلاصه تمام تلاش من این بود که این تیم را نجات بدهم و نتایج در خور توجهی کسب کنم اما با توجه به شرایطی که پیش آمد نتوانستم و مجبور به استعفا شدم تا بیش از این تیم نساجی ضربه نخورد و اگر قرار است بعد از من مربی ای بیاید و بخواهد این تیم را نجات دهد و قطعا هم هستند کسانی که بتوانند این کار را بکنند لااقل من با بیشتر ماندنم این فرصت را از آنها نگرفته باشم.

شما خودتان گفتید که 5 یا 6 بازی در صورتیکه بازی با مقاومت بسیج را هم می توانستید در قائمشهر بعنوان سر مربی روی نیمکت باشید و با پیروزی در این دیدار شرایط تیمتان در جدول را هم بهبود ببخشید.چرا اینکار را نکردید؟

می شد اما واقعا من دیگر بریده بودم و جو ورزشگاه نیز بی تاثیر نبود و من در یک شرایط نا متعادلی تیم را داشتم . امکانات صفر و انتظارات 100 و این طبیعی بود که تمام فشارش را من باید تحمل کنم.من باید در سه جبهه می جنگیدم:1)باید با مدیریت صحبت می کردم و مدیریت یک انتظاری روی داشتن بازیکنان از من داشت 2)یک انتظاری بازیکنان از من داشتن روی داشتن حق و حقوقشان و اینکه بعلت نگرفتن مطالباتشان من نیز در برخی کارهای آنها چشم پوشی کنم.3)سوم تماشاگران نساجی بودند که تحت هر شرایطی برد می خواستند و برایشان هیچ مسئله ای فرق نمی کرد که این تیم پول دارد یا ندارد.امکانات دارد یا ندارد.تغذیه چطور است و بازیکنانش تمرین کردند یا که خیر.فقط تماشاگر دوست دارد که وقتی به استادیوم می آید تیمشان با پیروزی زمین مسابقه را ترک کند و این هم حق طبیعی تماشاچی هست و باید هم آنها بدنبال کسب پیروزی تیم خودشان باشند اما واقعا تیم من فاقد امکانات لازمه بود و بواقع تمام فشارها روی من بود و هر عکس العملی که در ورزشگاه پیش می آمد اول روی من بود و بعد روی مدیران.این بود که تصمیم گرفتم عطایش را به لقایش ببخشم.

ولی تماشاگران تا آخرین لحظه شمارا تشویق می کردند و حتی در آخرین دیداری که شما بودید و در قائمشهر مساوی کردید کماکان از شما حمایت کرده بودند چرا دیگر ادامه ندادید؟

خوب نمی خواستم این قضیه رنگ و بوی دیگر بخود بگیرد و شما خودتان می دانید که فوتبال همه چیزش اتفاقاتی هست که در درون آن می افتد.هیچ چیز را نمی شود از بیرون پیش بینی کرد که ما می رویم و تیم مقاومت بسیج شیراز ضعیف هست و براحتی این تیم را می بریم و 4تاگل هم به این تیم می زنیم و شرایط را بهتر می کنیم.در واقع من نخواستم که با بیشتر ماندنم این حرمتها از بین برود و اگر امروز یک نصفه محبوبیتی هم بین تماشاگران داریم از بین برود.

تو این مدت چه بی مهری هایی را دیدید؟خوشی که شاید به آن صورت فکر نکنم وجود داشت.

همه اش بی مهری بود.شما حساب کنید که ما حتی یک مسئولی از استان یا قائمشهر در زمین تمرین ندیده ایم.همه شان تنها می گفتند که ما دغدقه این تیم را داریم اما هیچ مسئولی نیامد و نگفت که ما این وضعیت را حتما درست می کنیم.ما تنها دغدقه این مسئولین را راجع به نساجی می شنیدیم اما تا زمانی که ما بودیم ،هیچ چیزی را جز دغدقه آنها را ندیدیم. وقتی باشگاه نیز نتوانست مشکلات مالی بچه ها را حل کند پس آنها نیز در انجام وظیفه خود کوتاهی و به نوعی بی مهری کرده اند.

آیا واقعا آن صداقتی که در اولین مصاحبه خودتان از مسئولین نساجی حرف می زدید آیا در عمل به آن جامه عمل پوشیده شد؟

من جا دارد که همینجا از آقای رحمانی تشکر کنم که بالاخره این فرصت را به من دادند و من توانستم در زمینه مربی گری در لیگ یک کشور مربی گری کنم .بعد، اینکه آنها در تلاش بودند که مشکلات نساجی را حل کنند اما در این راه ناکام بودند و در تهیه مسائل مالی نفر سومی بالاخره باید این پول را می داد و هرروز یک نفر پیدا می شد با یکجور اتفاقاتی که می افتاد از او نیز خبری نمی شد .یکسری علاقمند بودند که سرمایه گذاری کنند اما شرایطی بوجود می آمد که آنها دیگر نمیامدند .بنده تلاش مسئولین نساجی را می دیدم اما پولی را در نهایت نمی دیدم.

در کنار گذاشتن فرید یعقوب نیا،هنوزم به حرف خودتان اعتقاد دارید؟

قبلا هم گفتم الان هم می گویم و بعدها نیز خواهم گفت که خداشاهده بحث این نبود که فرید را خراب کنیم و از تیم او را کنار بگذاریم.من بعد از چند تا بازی به این نتیجه رسیده بودم که قلب دفاع ما مشکل دارد و واقعا هم مشکل داشت که تصمیم گرفتیم ترکیب دفاعی خودمان را عوض  کنیم و در عمل نیز دیدیم که در دو بازی آخر ما از نظر ساختار دفاعی مشکلی را نداشتیم و اگر بخواهیم به آمار مراجعه کنیم در کل شش بازی لیگ و یک بازی جام حذفی دیدیم که در دو بازی آخر گلی را دریافت نکردیم که شاید این به تغییر ساختار دفاعی ما مربوط می شد ،حال آنکه در آینده چه اتفاقی می افتد را دیگر من نمی دانم.در سر کنار گذاشتن فرید و گل نخوردن تیم و اینکه مربی و بازیکن وقتی باهم بحث و مشاجره می کنند بنظر من، ادامه و بازی این روند هردو سمتش باخت است و نمی توانید درنهایت پیروزی فردی را در این قضیه ببینید. زیرا ادامه چنین بحث هایی بضرر جامعه ورزش و ورزشکاران می باشد و جز اینکه اینها نسبت به این قضیه بدبین شوند مسلما چیز دیگری نیست و وقتی در این گونه قضایا درس و عبرتی نباشد مسلما در هردو سمت این قضیه باخت است.وقتی جامعه ورزش و فوتبال ضرر کند طبیعتا در نهایت خود ما ضرر می کنیم.

ظاهرا مرتضی صادقی کمک شما اکنون سرمربی تیم نساجی شده است.چه توصیه ای به مرتضی صادقی می کنید تا بعد از شما در کارش موفق باشد؟

من تنها توصیه می کنم که بیشتر تلاش کند و موفقیت نساجی موفقیت ورزش شهر ما و استان ما است.من نمی توانم روش خودم را به او دیکته کنم بلکه هر مربی ای یک روش مخصوصی برای کارش دارد و بنده ضمن آرزوی موفقیت برای او،از او می خواهم که برای موفقیت بیشترتلاش کند.

آیا روزی در صورت تامین منابع مالی بعنوان سرمربی به نساجی برمی گردید؟

نه من این اشتباه را می کنم که به نساجی برگردم و نه مسئولین دیگر این فرصت را بمن می دهند و شما دیگر تحت هیچ شرایطی من را بعنوان سرمربی در تیم نساجی نخواهید دید.

و این مدت چه کسانی یارو یاور شما و چه کسانی به نوعی مخالف حضور شما در راس کادر فنی نساجی بودند؟

خوب موافق و مخالف در همه جا وجود دارد و این یک امر طبیعی هست.اکثر پیشکسوتان و ورزش دوستان قائمشهری و همین طور هفته نامه شما همیشه یارو یاور ما بودند و همینجا از همه آنها تشکر می کنم  و آنهایی هم که مخالف من بودند حتما دلشان برای نساجی می سوخت و دوست داشتند که مربی ای بزرگتر و مشهورتر بیاید و سکان هدایت نساجی را برعهده بگیرد و تیمشان نتیجه بهتری کسب کند.

نسیم سبز آیا شما این هفته نامه را یک هفته نامه حاشیه ای می دانید؟

من آنرا جزء هفته نامه های فقط حاشیه ای نمی دانم ،اما ورزش و فوتبال جزابیتش به همان حاشیه هایش و مسائلی که در آن اتفاق می افتد می باشد و بدون آن لطفی ندارد.در کل هفته نامه پربار و خوبی دارید.

آیا اگر دوباره به شما پیشنهاد شود که مدیر فنی نساجی شوید قبول می کنید؟ و اینکه آیا مدیر فنی در نساجی به معنای واقعیش اجرا می شود یا بیشتر سوری هست؟

بهرحال باید پیشنهاد بدهند تا بعد به این موضوع فکر کنم هنوز که پیشنهادی مطرح نشده که نمی توانیم خودمان برای خودمان پستی تایین کنیم.اگر پیشنهاد دادند به این مسئله فکر می کنم.در قسمت دوم سوالتان باید بگویم که به معنای واقعیش اجرا نمی شود و بیشتر جنبه مشاوره دارد.در فوتبال کشور ما مدیر فنی به معنای حقیقی اش وجود ندارد و اگر مدیر فنی بخواهد اختیار تام داشته باشد آنوقت اختیار و استقلال یک مربی را می گیرد و اگر استقلال یک مربی گرفته شود دیگر قضیه کی بود کی بود من نبودم می شود و هیچکس مسئولیت نتیجه نگرفتن تیم را برعهده نمی گیرد.

شایعاتی مطرح است که وقتی شما از سمت خود استعفا کردید ابراهیم طالبی را به عنوان جانشین خود مطرح کردید.آیا این مسائل صحت دارد و دلیل این انتخابتان چه بود؟

اول اینکه شایعه نبود و واقعیت داشت.من از موقعی که دیدم جو ورزشگاه و تماشاگران تمایل به آمدن طالبی دارند در جلسه ای که پس از استعفا برگزار شده بود به آقای رحمانی پیشنهاد دادم که چون بچه های ما از نظر روحی و روانی مشکل دارند و آقای طالبی در قضیه روانشناسی تخصص خوبی دارد لذا می تواند این بازیکنان را مججدا دارای روحیه جنگندگی کند این بود که این پیشنهاد را به آنها دادم و معتقدم تنها مربی غیر بومی ای که در حال حاضر می تواند به نساجی کمک کند ابراهیم طالبی است.

در آخر اگر حرف خاصی دارید برای تماشاگران بیان کنید.

حرف خاصی ندارم و بنده در پایان از همه کسانیکه تو این مدت به بنده پیشنهاد و راهنمایی دادند و انتقاد کردند کمال تشکر را دارم.و یک تشکر ویژه ای هم از تماشاگران نساجی بابت اینکه صبر و حوصله کردند و این فرصت را به من داده بودند دارم.

خیلی مثبت صحبت می کنید و زیاد نمی شود از شما حرف حاشیه ای گرفت هرچند در چند جا توانستم این حاشیه را از شما بگیرم.علت مثبت حرف زدنتان در چیست؟

(می خندد)و بعد می گوید:اصل و اصول ورزش همین است که باید به سمت مثبت بروید و همیشه در ورزش باید منفی ها را به سمت مثبت گرایش دهید و خودمان به این موضوع دامن نزنیم که منفی ها و حاشیه هایش را زیاد کنیم.

در آخر اگر بخواهید یک کلمه راجع به نساجی بعد از این همه سختیها که دیدید بیان کنید چه می گویید؟

خوب سختی های نساجی هم شیرین بود و فوتبال این چنین مشکلاتی را دارد و این سختی ها درست است که من را تحت تاثیر قرار داده بود اما برایم شیرین و خاطره انگیز بود.اما جواب سوالتان،نساجی در یک کلمه دوست داشتنی است.ما به عشق نساجی زنده ایم و تمام امید ما نساجی است و از بین رفتن نساجی یعنی پایان شور و شعف فوتبالدوستان در قائمشهر.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 آذر1387ساعت 20:4  توسط mehrdad  |